علیرضا خنجری

خالق کاراکتر تلویزیونی دانشپز-خالق کاراکتر موش انگیزه خوار-مبتکر سناریوهای خنگ آموز علم

علیرضا خنجری

خالق کاراکتر تلویزیونی دانشپز-خالق کاراکتر موش انگیزه خوار-مبتکر سناریوهای خنگ آموز علم

علیرضا خنجری

اقتصاد خودآزاری بر پایه میل به حواس پرتی شکل می گیرد

خواهر خوانده اقتصاد توجه اقتصاد حواس پرتی است. یعنی مجموعه فعالیت های اقتصادیی که پیرامون حواس پرتی شکل می گیرد. افراد جامعه به چهار دلیل به حواس پرتی روی می آورند. مهم ترین آن فرار از بی کاری است. بر اساس تحقیقی که نتایج آن در سال 2014 و در مجله Science منتشر شد، محققین دریافتند که ترجیح افراد جامعه بر این است که یک کاری انجام بدهند حتی اگر آن کار دردناک باشد.

انسان وقتی تنها می شود تمایل دارد خودآزاری کند تا اینکه فکر کند

از گروهی از مردان و زنان خواستند که برای مدت مشخصی به تنهایی و بدون هر گونه وسیله ارتباط جمعی یا تلفن همراه در یک اتاق قرار بگیرند. در آن اتاق هیچ چیز نبود به جز یک دکمه روی میز که اگر آن را فشار می دادید، به شما شوک الکتریکی کوچکی وارد می کرد.

اقتصاد خودآزاری؛ بازار خرید و فروش کالا و خدمات حواس پرتی

خوب به صورت منطقی چه کسی حاضر است که چنین شوکی را به خودش وارد کند. همه تلاش می کنند که در این پانزده دقیقه صبر کنند تا زمان به پایان برسد و از اتاق خارج شوند. اما چنین نبود بیش از 67 درصد از مردان و 25 درصد از زنان حاضر در این آزمایش پس از گذشت چند دقیقه حوصله شان سر می رفت و شروع می کردند با این دکمه بازی کردن و به خودشان شوک وارد آوردن. حالا وضعیتی را در نظر بگیرید که ما در زندگی با آن مواجه هستیم. یعنی حوصله مان از فکر های تکراری و مسایل لاینحل زندگی سر رفته است و این مسایل هم خسته‌مان کرده است و هم حوصله‌مان را سر برده است. خوب در چنین شرایطی و با توجه به نتیجه این تحقیق از هر ده مرد 6 نفر و از هر ده زن تقریبا 4 نفر دوست دارند که دستگاهی مانند این دستگاه شوک را بخرند به خودشان شوک وارد کنند که دست کم حوصله شان سر نرود. و این آغاز یک خرید و فروش بر مبنای حواس پرتی خواهد بود که اقتصاد خودآزاری را پایه گذاری می کند. 

علیرضا خنجری
۲۷ تیر ۰۰ ، ۱۳:۴۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

مراجعه کنندگان بسیاری دارم که هنوز میان ادامه دادن به فعالیتشان در شبکه های اجتماعی و رفتن به سراغ فعالیتی دیگر مانند استخدام در شرکت ال جی، بانک گردشگری و سایر موقعیت های شغلی خوب در شک و تردید هستند. برخی از ایشان حتی در شبکه های اجتماعی برو بیایی دارند، البته میلیونی و یا چند صد هزار فالووری نیستند، ولی چند هزار فالوور دارند (به طور متوسط زیر 10K)، پست ها و محتواهای خوبی هم منتشر کرده اند که خوب هم ویزیت خورده است. ولی هنوز از سوی پدر مادر یا اطرافیان متهم به بیکاری و آرزو اندیشی هستند.

وقتی به من می رسند و با ایشان صحبت می کنم و از ایشان می پرسم که خودت چه فکر می کنی؟ به نظرت باید فعالیت در شبکه های اجتماعی را باید جدی گرفت یا نه؟ در پاسخ می گویند دوست دارند که آن را جدی بگیرند اما چند مشکل دارند، اول از همه اینکه هنوز به درآمد نرسیده اند، یا به درآمدی که انتظارش را دارند نرسیده اند. دیگر اینکه آن را به عنوان شغل دوم و شغل تفریحی قبول دارند اما به عنوان شغل اول به آن نگاه نمی کنند.

علیرضا خنجری
۱۷ تیر ۰۰ ، ۲۱:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

این روزها بسیاری از والدین با نگرانی به من مراجعه می کنند و می پرسند که فرزندشان دوست دارد که یک گیم استریمر بشود. و از من می خواهند که کمکشان کنم. بیشترشان هم فکر می کنند که گیم استریم کردن یک کار عبث و تباه است و بچه باید درس بخواند که کاره ای شود. ولی از آن طرف هم حریف فرزندشان نمی شوند. البته این فقط والدین نیستند که پیشم می آیند. خیلی از پسر هایی که الان کلاس هفتم یا هشتم هستند هم می آیند و می خواهند که برای انتخاب مسیر آینده کمکشان بکنم.

 

همین اخیر یکی از این پسر بچه ها پیشم آمد و گفت که حتی به ترک تحصیل فکر کرده. چرا؟ چون این درس هایی که در مدرسه به او می آموزند کاربردی ندارد و فقط چند تایی از این درس ها به درد زندگی اش خواهد خورد. حتی این موضوع را هم با پدرش مطرح کرده بود.

 

این نکته را هم بگویم که این پسربچه و آن والدینی که پیشم می آیند از جامعه سطح پایین یا فرودست نیستند. بلکه از جامعه با سواد و تحصیلات عالیه و با وضع اقتصادی متوسط رو به بالا هستند.

 

از طرف دیگر مراجعه کنندگانی دارم که می آیند و می گویند که به شدت علاقمند به اجرا و گویندگی در تلویزیون و رادیو هستند و می خواهند هر جور شده وارد رادیو و تلویزیون شوند. عده دیگری اما مجری و یا گوینده تلویزیون و رادیو شده اند اما پدر و مادرشان دایم مخالف کارشان هستند و می گویند این چه کاری است که انجام می دهی؟ این که کار نمی شود!

علیرضا خنجری
۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

جایزه ترویج علم ایران که هر سال در پایان هفته ترویج علم اعطا می شود، این بار دانشپز را شایسته دریافت این جایزه دید.

در بیانیه هیات داوران این جایزه آمده است:

«هیات داوران به پاس کوشش خلاقانه در تلویزیون با هدف معرفی علم به زبان ساده، گسترش مفاهیم علمی و کمک به افزایش آگاهی عموم مردم از دستاوردهای فناوری بر پایه روزنامه نگاری علم، جایزه ترویج علم سال 1398 را به جناب آقای علیرضا خنجری تقدیم می کند»

روز برگزاری مراسم، دو دست لباس برده بودم، یک دست لباس رسمی و یک دست لباس دانشپز، دوست داشتم حالا که دانشپز مفتخر به دریافت جایزه ترویج علم ایران شده است، خودش هم آنجا باشد و لذتش را ببرد.

در میانه مراسم به پارکینگ محل برگزاری رفتم و لباس دانشپز را که در ماشین انتظارم را می کشید بر تن کردم و مجدد به سالن مراسم باز گشتم. حالا دیگر خیال هایم رنگ واقعیت به خود گرفته بود. من که از مدت ها پیش دوست داشتم با پوشیدن لباس دانشپز دوست داشتم در نقاط مختلف دنیا سخنرانی کنم و به ترویج علم بپردازم، حالا اولین حضورم در یک مراسم سنگین و رنگین علمی را تجربه می کردم. 

 

هر چند در سالیان گذشته دست کم یکی دو بار با لباس دانشپز در مراسم های مختلف  حاضر شده بودم، اما در آن مراسم ها به عنوان مجری به ایفای نقش می پرداختم(یکی از تصاویرش را در ادامه برایتان منتشر کرده ام) و نه به عنوان یک کاراکتر خلاق که حرفی تازه برای ترویج علم دنیا دارد.

دانشپز در دانشگاه تهران

 

حالا از آن روز چند ماه می گذرد، و وقتی به بهانه انتشار این متن، این جمله ها را می نویسم، انگار کلمات همه یک صدا فریاد می زنند که دیدی خیالت رنگ واقعیت گرفت. 

انگشتانم روی کلید کیبورد کامپیوتر خشکشان زده است، حتی آن ها هم باور نمی کنند که خیالم رنگ واقعیت گرفته است. 

امضاعلیرضا

یک خیالباف

 

 

 

 

 

علیرضا خنجری
۰۸ خرداد ۹۹ ، ۱۴:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

بدون شک شگفت زده شدم، وقتی دیدم که نام بازیویزیون به عنوان بهترین برنامه تلویزیونی نوجوان خوانده شد

با مهدی حسینی تهیه کننده بازیویزیون در پارکینگ مرکز همایش های صدا و سیما قرار داشتیم، هوا تاریک شده بود، نور کم بود و ازدحام ماشین ها در پارکینگ جوری بود که اگر چند دقیقه دیرتر می آمدم، شاید همین جای پارکی را هم که پیدا کرده بودم پیدا نمی کردم. به خوبی به یاد دارم که در همان تنگنای جای پارک باز هم به این فکر می کردم که جای ماشین را تغییر دهم. خودم خنده ام می گیرد که چرا من به فکر جابجایی محل پارک ماشین می افتادم وقتی به درستی پارک شده بود. حتی خنده دارتر این است که چطور میان این همه تصاویری که در شب پایانی جشنواره تلویزیون باید به خاطرم بیاید، این تصویر آغازگر قطار تصاویر خاطره آن شب است.

جای علی غفاریان، پدرام بهادری، علی ذاکری و خیلی دیگه از بر و بچه های بازیویزیون خالی بود، این را بی اغراق و پیازداغ می گویم. بازیوزیون را در و دیوار دکورش نساخته اند، آن را چند آدم با ذوق و سلیقه که به دست مهدی حسینی دست چین شده بودند اینطور گرم و صمیمی از آب درآورده اند. و حالا که وقت جشن و سرور است، چرا باید فقط از این همه عوامل فقط دو نفر حاضر می شدند؟ پاسخ روشن است، اگر قرار بود همه برای همه برنامه ها بودند دست کم باید سالن 12 هزار نفری استادیوم آزادی محل برگزاری جشنواره سیما می شد. که البته اگر هم می شد ما گلایه ای نداشتیمwink

هر چه به محل برگزاری مراسم اختتامیه جشنواره نزدیک می شدیم، بیتشر بوی خبر خوب به مشامم می رسید، اما پیش خودم فکر می کردم که حتما خوش خیالی می کنم. ولی وقتی نام برنامه های کاندید شده برای بخش نوجوان را می خواندند، بیشتر دوست داشتم که این خوش خیالی رنگی از واقعیت به خودش بگیرد، حتی به این هم فکر نمی کردم که اگر چنین نشود، دست کم جوری بشود که آرام تر سرم به دیوار واقعیت کوفته شود. 

اما این خوش خیالی، رنگی از واقعیت گرفت و اکنون که از آن شب دست کم یک سال و اندی می گذرد دوباره تبدیل به گذر سیال ذهنم شده و مزرعه خیالم را با گرمای خود نور افشانی می کند.

امضاعلیرضا

یک خیالباف

علیرضا خنجری
۰۸ خرداد ۹۹ ، ۱۴:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

ما موجوداتی هستیم که آرام به دنیا آمده ایم، آرام نگاه می کنیم، آرام راه می رویم، آرام نفس می کشیم و آرام زندگی می کنیم.
آرام زندگی می کنیم؟

نوزاد انسان
دست کم این یکی الان دیگه محلی از اعراب نداره، از نزدیک های 300 سال پیش زندگی ما آرام آرام تند شد. درست از وقتیکه وارد دنیای صنعتی شدیم. ریتم زندگیمون تند شد. حتی موسیقی ها هم تند و کوبنده شدند. و هر چی جلوتر می رویم این ریتم بیشتر می شود.
و ما احساس می کنیم انگار زندگی را روی دور تند گذاشته اند. شب و روز تند تند می گذرد و ما انگار سوار قطاری هستیم که به سرعت از لحظه ها عبور می کند و نمی گذارد لحظه ها را یک دل سیر تماشا کنیم. پس شروع کردیم این لحظه ها را ثبت و ضبط کردن.
یک زمانی این لحظه ها را با فیلم های عکاسی که 24 تایی بودن ثبت می کردیم و برای هر ساعت فقط یک فریم می توانستیم عکس بگیریم تا دست کم از 24 ساعت شبانه روز که می گذرد 24 قطعه عکس داشته باشیم.
علیرضا خنجری
۰۵ خرداد ۹۸ ، ۰۵:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

چرا مار از پونه بدش میاد؟ چون تاب دیدنش رو نداره؟

اما مار چی کار می تونه بکنه؟ آیا پونه می تونه در خونه مار ظاهر نشه؟ غیر ممکنه!!! کار پونه ظاهر شدن جلوی در خونه ماره!!!

حالا مار چی کار باید بکنه؟ از درد دیدن پونه به خودش بپیچه و کز کنه یک گوشه؟؟

پونه


مار نمی دونه ولی محققین به خوبی می دونن که استرس مغز مارو تو چنگال خودش می گیره. و اجازه نمیده که ما رو مسایلی که باید بهش توجه کنیم، توجه کنیم و اون ها رو حل کنیم

استرس افکاری رو که آدم رو داره اذیت می کنه منکوب می کنه و اجازه نمی ده که آدم بهش فکر کنه. اما اینجوری مساله حل میشه؟ نه حل نمیشه!!!

فقط از زمانی به زمان دیگه منتقل میشه. اینجور میشه که آدم یواش یواش تبدیل به یک آدم پشت هم انداز میشه. چرا چون می ترسه با استرس مواجهه کنه یا بهتر بگم باهاش مواجه بشه

برای همینه که از قدیم گفتن دوری و شوری، هر چی از عاملی که ما رو ناراحت می کنه دوری کنیم، بیشتر دلمون شور می زنه. ولی هر چی بهش نزدیک تر بشیم زندگیمون بیشتر شیرین و شاد میشه.

اما ما نمی تونیم همون آدم همیشگی باشیم و با پونه های زندگیمون مواجه بشیم. چون اونجوری دستمون رو می خونه و بازنده ماجرا می شیم. باید تغییر کنیم. اما چطوری؟

علیرضا خنجری
۲۵ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

علیرضا خنجری

سلام به همه بازی خورا، همه اونایی که به بازی کلی علاقه دارند و دوست دارند راجع بازی ها حسابی به روز باشند. خیلی از شما سوال کرده بودید که برنامه بازی ویزیون چه روزی و در چه ساعتی پخش میشه. در پاسخ باید بگم که برنامه بازی ویزیون هر یکشنبه و پنج شنبه حوالی ساعت 5 عصر از شبکه امید پخش میشه. چند بار هم تکرار داره. ساعت های تکرار شامل 11 شب همان روز، ده صبح و سه بعد از ظهر روز بعد هم تکرار دارد. با این وصف ساعت پخش و تکرار برنامه به این ترتیب خواهد بود:

روز و ساعت پخش:

حوالی پنج بعد از ظهر روزهای یکشنبه و پنج شنبه


روز و ساعت تکرار یا بازپخش برنامه:

11 شب یکشنبه

10 صبح دوشنبه

سه بعد از ظهر دوشنبه

11 شب پنج شنبه

10 صبح جمعه 

سه بعد از ظهر جمعه


راستی در این برنامه همه بازی های مربوط به ایکس باکس، پلی استیشن و بازی های موبایلی و نیز بازی های رایانه های شخصی نقد و بررسی می شوند.

امضاعلیرضا 

یک آدم فضایی


علیرضا خنجری
۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۸:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

برنامه عصر شنبه که از تلویزیون اینترنتی شنبهTV منتشر می شود، به نهمین قسمت خود رسید. در این قسمت علیرضا خنجری به موضوع کارآفرینی و خود درگیری مزمن می پردازد. مدت زمان این برنامه تقریبا سه دقیقه می باشد. تهیه کننده این برنامه آزاده خیرآبادی است و هفته نامه شنبه بنیان گذار تلویزیون اینترنتی شنبهTV، تلویزیون اختصاصی زیست بوم(اکوسیستم) استارتاپ ایران می باشد. 


نهمین قسمت برنامه عصر شنبه

شما می توانید این برنامه را از اینجا در آپارات مشاهده کنید.

علیرضا خنجری
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

میدان اکتشاف الدوله

فردا جمعه ساعت 6 عصر دانشپز در میدان اکتشاف الدوله ورود می کند و  شما را به دیدن برنامه های مهیج این میدان دعوت می کند. میدان اکتشاف الدوله این روزها شاهد انفجارهای علمی است که تا کنون شاهد آن نبوده اید. اگر می خواهید این صحنه های هیجان انگیز را از دست ندهید. کافی است سری به میدان اکتشاف الدوله در باغ کتاب تهران بزنید. باغ کتاب در بزرگراه حقانی است. سیاوش صفاریان پور در میدان اکتشاف الدوله میدان داری می کند و خانم کلروفیل(نفیسه نعیمی پور)، دکتر پِژ(آقای پژمان نوروزی) و آقای آزمایش(آقای علیزاده) آتش بیار معرکه می شوند. برای دیدن تصاویر هیجان انگیز میدان اکتشاف الدوله به ادامه مطلب بروید(البته اگر دلتون خواست)


Image result for ‫میدان اکتشاف الدوله‬‎


علیرضا خنجری
۰۲ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر