علیرضا خنجری

خالق کاراکتر تلویزیونی دانشپز-خالق کاراکتر موش انگیزه خوار-مبتکر سناریوهای خنگ آموز علم

علیرضا خنجری

خالق کاراکتر تلویزیونی دانشپز-خالق کاراکتر موش انگیزه خوار-مبتکر سناریوهای خنگ آموز علم

علیرضا خنجری

موجوداتی که آرام به دنیا آمده اند...

يكشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۴۹ ق.ظ

ما موجوداتی هستیم که آرام به دنیا آمده ایم، آرام نگاه می کنیم، آرام راه می رویم، آرام نفس می کشیم و آرام زندگی می کنیم.
آرام زندگی می کنیم؟

نوزاد انسان
دست کم این یکی الان دیگه محلی از اعراب نداره، از نزدیک های 300 سال پیش زندگی ما آرام آرام تند شد. درست از وقتیکه وارد دنیای صنعتی شدیم. ریتم زندگیمون تند شد. حتی موسیقی ها هم تند و کوبنده شدند. و هر چی جلوتر می رویم این ریتم بیشتر می شود.
و ما احساس می کنیم انگار زندگی را روی دور تند گذاشته اند. شب و روز تند تند می گذرد و ما انگار سوار قطاری هستیم که به سرعت از لحظه ها عبور می کند و نمی گذارد لحظه ها را یک دل سیر تماشا کنیم. پس شروع کردیم این لحظه ها را ثبت و ضبط کردن.
یک زمانی این لحظه ها را با فیلم های عکاسی که 24 تایی بودن ثبت می کردیم و برای هر ساعت فقط یک فریم می توانستیم عکس بگیریم تا دست کم از 24 ساعت شبانه روز که می گذرد 24 قطعه عکس داشته باشیم.

و اگر مجبور می شدیم که در یک ساعت بیش از یک عکس بگیریم، ساعت های دیگر شبانه روز را از دست می دادیم. پس فیلم های 36 تایی ظاهر شدند و این شانس را پیدا کردیم که اگر صحنه ای را خراب کردیم بتواینم شانس خود را دوباره امتحان کنیم بدون اینکه ترسی از از دست دادن ساعت های بعدی داشته باشیم. اما لحظه ها بیش از اینها بودند. و با این حلقه های فیلم عکاسی نمی شد همه اش را ثبت کرد. تازه اگر فیلم عکاسی داشتیم، همیشه دوربین همراه نداشتیم. و همیشه افسوس از دست رفتن لحظه هایی را داشتیم که دوربین همراه نداشتیم.
اما الان که دوربین همراه داریم و در جیب و مشت هر کداممان یک دوربین است. چه چیزی برای از دست دادن داریم؟
واقعیت این است که آرامشمان اولین چیزی است که از دست داده ایم. بیش از گذشته این آرامش را از دست داده ایم. اگر روزی به دیدن بازی فوتبال می رفتیم و یا در یک دشت وسیع و پر دار و درخت اتراق می کردیم با تمام وجودمان مسابقه فوتبال را می دیدیم و یا از دار و درخت های دشت لذت می بردیم.
اما اکنون آن ترس قدیمی رهایمان نمی کند. ترس از دست دادن لحظه ها آنقدر به ما فشار می آورد که ناچار دوربین گوشی را به سمت صحنه های مختلف هدف می گیریم و به امید اینکه آن لحظه برای همیشه حفظ شود عکس می اندازیم، فارغ از اینکه لحظه همانی است که من و شما در آنیم و وقتی آن لحظه را پشت دوربین می بری، هیچ وقت ثبت نمی شود، زیرا دوربین فقط جلوی چشمانش را می بیند و نه پشت آن را که ما ایستاده ایم. مایی که قرار است در آن لحظه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم.

علم می گوید ما موجودات آرامی هستیم و به آرامش احتیاج داریم تا بتوانیم فکر کنیم، دقت کنیم و تصمیم بگیریم و البته لذت ببریم. اما این عکس های گاه و بی گاهی که خودمان می اندازیم و این سیل عکس هایی که دیگران برایمان منتشر می کنند، مانع از این می شود که بتوانیم اندکی درنگ کنیم و به یک عکس خیره شویم. درست مثل زمانی که آلبوم عکس خانوادگیمان را باز می کردیم و روی هر عکس دقیقه ها خیره می شدیم و خیالمان پرواز می کرد.
محققان می گویند، ما همانطور که به هوا احتیاج داریم به تخیل هم احتیاج داریم تا ذهنمان اسیر قفس روزمرگیمان نشود. و برای اینکه ذهنمان پرواز کند لازم داریم تا باند پرواز داشته باشیم و باند پرواز خیال ما، تمرکز و توجه است. همانطور که هواپیما برای بلند شدن از باند باید زمانی را در باند حرکت کند، خیال ما هم برای اینکه به پرواز در بیاید باید زمانی را به توجه و تمرکز بپردازد. باید وقت خود را صرف یک موضوع کند و در آن غرق شود. اما تحقیقات نشان داده اند که اولین اتفاقی که با گرفتن فیلم و عکس ها و دیدن رگبار عکس ها در شبکه های اجتماعی برای بشر افتاده است، مانع از آب تنی کردن در حوضچه اکنون می شود.


تحقیقات نشان داده است که بمباران تصاویر موجب شده است تا ما آن تمرکز و توجه ای را که برای حل مسایلمان و بیان منظورمان لازم داریم از دست بدهیم. چرا چون ساختار مغز ما مانند خمیری که در قالب قرار بگیرد صلب و شکننده می شود. و نمی تواند آن انعطاف لازم را در برخورد با چالش های سخت از خود نشان دهد. پس ما شکننده تر و نازک تر می شویم. و در نهایت منزوی می شویم.
خوب چاره چیست. توصیه محققین خواندن کتاب های شعر و منظوم و منثور است درست مانند گلستان و بوستان سعدی یا حافظ و یا دیدن تصاویر هنری فاخر است. اگر دسترسی به کتاب نداریم و فقط به گوشی خودمان دسترسی داریم، بهتر است به جای دیدن هزاران عکس یک عکس را هزاران بار ببینیم و در آن غرق شویم تا آرامشی که برای فکر کردن و بیرون آمدن از خودمان به آن احتیاج داریم بیابیم.
من علیرضا خنجری بودم
الان یک علیرضا خنجری جدید هستم
شما چطور؟

امضاعلیرضا

یک آدم فضایی

نظرات  (۱)

۰۴ دی ۹۸ ، ۱۵:۰۰ ماه بانو🌙

زندگی ما ادمها این روزا اقعا لذتشو ازدست داده چون ما برای اینکه خاطرات مون ثبت بسه مدام دست به دوربینیم غافلاز اینکه داریم لذت اون لحظه رو از دست میدیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی